سه شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۶ ۳۰ مه ۲۰۱۷
ویجت ها و آخرین اخبار
تیتر یک و اخبار برگزیده
آخرین اخبار، ویجت ها و جدول ها

امروزه شواهدی در دست داریم که نشان می دهد تجارب اولیه هر نوزاد واقعاً در شکل گیری مغز او تاثیر می گذارد.
امروزه شواهدی در دست داریم که نشان می دهد تجارب اولیه هر نوزاد واقعاً در شکل گیری مغز او تاثیر می گذارد.

امروز آنلاین- لیلا احمدزاده-کارشناس ارشد روانشناسی: به برکت جدیدترین علوم مغزو اعصاب که توأم با تحقیقات مربوطه در پزشکی اطفال، روان شناسی و رشد کودکان است، اکنون درباره اینکه بچه های خیلی کوچک چه چیزی نیاز دارند و چه زمانی آنها را نیاز دارند، توضیحات روشنی در دست داریم که این تحقیقات تدبیر و درایت قدیم را نیز تصدیق می کند. یکسری روش های ساده و مقدماتی تربیتی که از همه مسائل مهمتر است. به عنوان والدین از طریق انجام کارهای زیر می توانید به شکل گیری یک مغز سالم در کودکتان کمک کنید:

*زمانی را به یک عشق ورزی ویژه فرزندانتان اختصاص دهید.

*با کودک خود بازی کنید.

*به سرعت و به صورت قابل پیش بینی به کودک خود واکنش نشان دهید.

*کودک خود را ناز و نوازش کرده و در آغوش بگیرید.

*برنامه های روزمره خود را به گونه ای تنظیم کنید که الگویی از رفتارهای محبت آمیز را ایجاد کند.

*با فرزند خود صحبت کنید.

*برای او کتاب بخوانید ، قصه بگویید و آواز بخوانید.

همچنین دانستن ۵ نکته مهم در مورد نحوه رشد مغز و هوش کودک برای همه والدین مهم است که در زیر به آنها اشاره می کنیم:

نکته اول: هوش می تواند بعد از تولد یک نوزاد شکل بگیرد.

تفکر قدیمی حاکی از آن بود که جنبه زیست شناختی یک انسان مبتنی بر تقدیر اوست. ضریب هوشی نیز امری مادر زادی تصور می شد. مطمئناً برخی از بچه ها ذاتاً از همان اول باهوش تر از دیگر بچه ها هستند. اما اکنون می دانیم که ظرفیت عقلانی یک نوزاد در زمان تولد تعیین نشده است. یک نوزاد با دامنه ای از ضریب هوشی متولد می شود که می تواند تا ۲۰ الی ۳۰ نمره متغیر باشد. یک کودک بدون ارتباط با سطح هوشی پدر و مادر می تواند طوری تربیت شود که در آینده باهوش شود و یک کودک نیز که باهوش متولد می شود ممکن است به علت میزان و نوع تجاربی که در زندگی به دست می آورد از سطح اولیه بالاتر رفته یا پایین تر برود.

نکته دوم: بخش عمده شکل گیری اولیه اتصالات مغز در چند سال اول زندگی اتفاق می افتد.

وقتی که نوزاد شما متولد می شود بیشتر اعضای اصلی بدن او کاملاً شکل گرفته اند، اگرچه در اندازه های کوچک. به عنوان مثال قلب همان بخش ها و اصول عملکرد مورد نیاز برای اینکه برای بیش از ۲ میلیارد بار در طول عمر بتپد را از همان ابتدا دارا است. ریه ها، کبد، کلیه ها و ... همه کامل هستند و از همان ابتدا شروع به کار میکنند و مدارات و اتصالات ضروری آنها قبل از تولد شکل گرفته و سپس با سرعت ثابت با باقی اعضای بدن رشد می کند. اما در مورد مغز این چنین نیست . مغز زندگی بیرون از رحم را در حالی آغاز می کند که تنها به اندازه یک چهارم اندازه بزرگسالی شکل گرفته است و هنوز کامل نیست. اما اندازه آن قبل از اینکه فرزندتان دوساله شود، تا سه چهارم اندازه بزرگسالی افزایش می یابد و تا ۵ سالگی وزن و حجم آن تقریباً به اندازه بزرگسالی خواهد شد.

اگرچه بیشتر سلول های مغزی (نورون ها) قبل از تولد تولید می شوند، اما اتصالات بین آنها کم و ضعیف است.در هر ساعت از روز که نوزاد از طریق تعاملات زبانی یا فیزیکی با والدین، خواهر و برادر یا دیگران ارتباط برقرار می کند، اتصالات عصبی شکل گرفته و حتی تغییر می کند. هر زمان که شما پشت او را نوازش می کنید ، به او غذا میدهید و یا او را به یک مکان جدید می برید، اتصالات جدیدی ایجاد می شود. و این یعنی یادگیری. با این توصیفات یادگیری خیلی زودتر از رفتن به کودکستان آغاز می شود و می توان با در نظر گرفتن این حقیقت با تحریک کردن حس های مختلف نوزاد، از همان روز های اول و قراردادن  در محیط برانگیزاننده ، یادگیری را در سطوح پایین از همان ابتدا شروع کرد.

نکته سوم: نحوه و چگونگی استفاده از مغز می تواند چگونگی رشد آن را تحت تاثیر قرار دهد.

هیچ طرح کلی خاص و منفردی در رابطه با رشد مغز وجود ندارد که بتواند آنچه را که مغز برای زنده ماندن در همه محیط های ممکن نیاز دارد دربربگیرد. تنها یک حکم کلی بر رشد مغز وجود دارد و آن این است که "اتصالات درون مغز بر مبنای نیاز رشد می کند" تعداد اتصالات مغزی در سالهای اول زندگی به اوج می رسد و تنها اتصالاتی که مکرراً مورد استفاده قرار می گیرند باقی مانده و از طریق استفاده مستمر تقویت می شوند و بقیه اتصالاتی که از طریق تکرار تقویت نمی شوند از بین می روند که به آن هرس شدن اتصالات عصبی می گویند. این مساله بیانگر این موضوع است که اینکه کدام اتصالات و به عبارتی کدام خصوصیات و نحوه تفکر در مغز شکل می گیرد و کدام یک از آنها تا آخر باقی می مانند ، در ابتدا به تجارب اولیه بستگی دارند. به عنوان پدر و مادر این قدرت را دارید که برخی مسیرهایی که در مغز فرزندتان ایجاد می شود و اینکه کدام یک از آنها بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند را تحت تاثیر قرار دهید. مثل بزرگ شدن در یک محیطی که مدار استرس را در کودک تقویت می کند یا آرامش را. یا فراهم کردن محیطی که سیستم عصبی کودک را خلاق بار بیاورد یا غیر خلاق؟ کارهای مهمی که والدین می توانند انجام دهند : تکرار،استمرار و تقویت مثبت کارهایی که به رشد هرچه بهتر مغز کمک می کند.

نکته چهارم: شکل گیری اولیه مغز نسبت به تغییر مقاوم است.

برخی از ساختارهای مغز که زودتر شکل میگیرند شامل سیستم های حیاتی بدن است مانند فشار خون، ضربان قلب و دمای بدن که در برابر تغییرات باید مقاوم باشند و برای حیات انسان ثابت بودنشان ضروری است. همچنین ساختارهایی از مغز که مسئول پذیرش عواطف هستند نیز خیلی زود شکل میگیرند و تا حدی نسبت به تغییرات مقاوم هستند.

این تصور که هر چقدر سیستمی زودتر شکل بگیرد، آنگاه نسبت به تغییر مقاوم تر خواهد بود ، هم خبر خوبی است و هم خبر بدی. خبر خوب این است که تاثیرات داشتن یک بخش عاطفی قوی که پابرجا باقی می ماند ، این است که پیامد های مثبتی برای رشد آینده مغز خواهد داشت. اگر کودک درآغاز یک جنبه عاطفی قوی داشته باشد، احتمال دارد که انعطاف پذیر بوده و قادر باشد از عهده فشارهای روحی در زندگی بربیاید. که این سیستم عاطفی قوی در یک محیط قابل پیش بینی که توسط والدین و از طریق کارهای زیر فراهم می شود، پیشرفت می کنند:

*ایجاد زمینه برای تجارب جالب

*ایجاد یک حس قوی امنیت و اطمینان

*در آغوش گرفتن و نوازش محبت آمیز کودکان به صورت مکرر

*سهیم شدن با کودکان در دیدن و شنیدن چیزهای جالب

اما خبر بد این است که اگر عکس این مطلب اتفاق بیافتد و اگر کودک در محیط های آشفته و نامناسب زندگی کنند، تاثیرات ناشی از این مساله نیز نسبت به تغییرات مقاوم خواهد شد و کودک در آینده احتمال اینکه با بحران هویت روبرو شود و یا شخصیت نامتعادل داشته باشد، بیشتر خواهد بود.

نکته پنجم: هیچ وقت دیر نیست.

اگر کودکی دارید که سه ساله یا بزرگتر است ، درست همین جا درنگ کرده و نفسی تازه کنید. ممکن است نگران باشید که باید کتاب های بیشتری برای کودکم می خواندم...باید پافشاری می کردم که دخترم به کلاس موسیقی برود و ... هر آنچه که باعث تاسف شما می شود رها کنید و به خودتان بگویید "من آنچه را که می دانستم انجام دادم و اگر بهتر می دانستم بهتر نیز انجام می دادم." علم آشکار ساخته که مغز کودک شما رشد و یادگیری را در سه سالگی متوقف نمی کند. برای تحت تاثیر قرار دادن شکل گیری مغز هیچ وقت دیر نیست. حتی در ۱۴ سالگی نیز دیر نیست. هیچ وقت دیر نیست. این بیانگر این است که شما بعد از سه سالگی نیز وقت دارید که امکان موفقیت بیشتر کودک خود را به وجود آورده و یا از بین ببرید. کودکان در هر سنی باشند می توانند از فواید ۳ اصل مهم توجه، ایجاد رابطه صمیمی و برقراری ارتباط بهره ببرند. فایده اصلی توجه اولیه به این اصول در سه سال اول زندگی این است که از بروزبرخی مشکلات پیشگیری می شود.

دیدگاه ها:

ارسال دیدگاه:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

جهت ارسال دیدگاه خود ابتدا بر روی کادر «من ربات نیستم» کلیک کنید.
پس از تایید، دکمه «ارسال دیدگاه» نمایان خواهد شد که با کلیک بر روی آن می توانید دیدگاه خود را ارسال نمایید..