سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷ ۱۸ دسامبر ۲۰۱۸
ویجت ها و آخرین اخبار
تیتر یک و اخبار برگزیده
آخرین اخبار، ویجت ها و جدول ها

شادی و یادگیری/ از وزیر آموزش و پرورش تا پدر و مادرها، همه بخوانند:

فنلاندی ها آموزش رسمی (دوره ابتدایی) را هم به نرمی و به آهستگی شروع می کنند؛ فنلاند دارای کوتاه ترین روزهای مدرسه در میان همه کشورهای جهان است. هفته مدرسه در مدارس ابتدایی فنلاند، ۱۸ تا ۲۰ ساعت است.
فنلاندی ها آموزش رسمی (دوره ابتدایی) را هم به نرمی و به آهستگی شروع می کنند؛ فنلاند دارای کوتاه ترین روزهای مدرسه در میان همه کشورهای جهان است. هفته مدرسه در مدارس ابتدایی فنلاند، ۱۸ تا ۲۰ ساعت است.

آیا شادی نمی تواند هدف آموزش باشد؟

فنلاند به مدت دو دهه، حائز رتبه نخست جهان در تعلیم و تربیت است. چه رازی در پس این موفقیت نهفته است؟ پاسخ آن، معجزه فنلاندی است؛ یعنی به تأخیر انداختن آموزش های رسمی و توجه ویژه به بازی و شادی و تحرک بدنی در مهد و مدرسه. در فنلاند و در سطح پیش دبستان یعنی قبل از ۷ سالگی، هیچگونه آموزش رسمی (خواندن و نوشتن و حساب کردن) وجود ندارد و تاکید بر بازی های خلاق، فعالیت های بدنی و ارتباطات اجتماعی است. به گونه ای که روزانه حداقل ۹۰ دقیقه صرف بازی و فعالیت های بدنی در حیاط مهد و کودکستان می شود.

بر اساس تجربه زیسته نگارنده و به قول فنلاندی ها: ما برای آموزش دادن به کودکان و نوجوانان، عجله نداریم.

شایان توجه است، فنلاندی ها آموزش رسمی (دوره ابتدایی) را هم به نرمی و به آهستگی شروع می کنند؛ فنلاند دارای کوتاه ترین روزهای مدرسه در میان همه کشورهای جهان است. هفته مدرسه در مدارس ابتدایی فنلاند، ۱۸ تا ۲۰ ساعت است.

راز 20 سال پیشتازی فنلاند در آموزش و پرورش

جان کلام این است که نظام آموزشی فنلاند در سطح پیش دبستان و دبستان بدنبال آزمون و آموزش های رسمی نیست؛ ایجاد بسترهای تربیتی و اطمینان از شاداب بودن کودکان و تربیت انسان های سالم، خلاق، کارآفرین، اجتماعی و مسئولیت پذیر، اهدف ملی تعلیم و تربیت فنلاند است.


آیا شادی مخل یادگیری است؟

خانم نل نادینگز فیلسوف تربیتی پرآوازه جهان، در کتاب جدید خود تحت عنوان "شادی و تعلیم و تربیت" مقدمه را با این پرسش آغاز می کند: چرا تعداد بسیار زیادی از انسان های تیزهوش و خلاق که جماعت سرشناس شان، بر جهان و پیشرفت های آن تاثیر گذار بودند، از مدرسه متنفر و فراری بودند؟ در پاسخ می گوید: چرا با وجود نظاره کردن این مصیبت اثبات شده (تنفر کودکان نخبه از مدرسه)، باز اصرار می کنیم که این بدبختی را با این عذر و بهانه قدیمی توجیه کنیم که "ای شاگرد من، تو روزی به خاطر این سخت گیری ها، از من قدردانی خواهی کرد". هنگامی که این جمله نادینگز را می خواندم، یک لحظه تصور کردم که خانم نادینگز راجع به فرهنگ حاکم بر مدارس ما (ایران) صحبت می کند.

نادینگنر در ادامه و در پاسخ به والدین و معلمان سخت گیرمی گوید که موفقیت های آتی کودکان در زندگی شخصی و شغلی، مدیون سختی دیدن و بدبختی کشیدن بچه ها در خانه و مدرسه نیست. در اکثر فرهنگ ها (به غلط) این را ارزش می دانند که کودکان را عادت می دهند شادی و خوشحالی را به وقت دیگر موکول کنند و آن را به تأخیر بیندازند؛ نادینگز بیان می کند که بر اساس تجربه بیش از پنجاه سال تدریس و مادری، متوجه شدم که همه کودکان (حتی بزرگسالان) زمانی که شادند، بهترین عملکرد را در یادگیری دارند. البته اقرار می کند که شیوه های برخورد و تدریس سخت گیرانه و ناملایم نیز می تواند منجر به پیشرفت تحصیلی شود؛ اما این گونه پیشرفت، مبتنی بر تمرین و تکرار بی رحمانه و در نتیجه حفظ کردن و یادگیری طوطی وار است و می تواند ماندگار نباشد. برخی نیز معتقدند که ایجاد محیط شاد برای کودکان و آزاد گذاشتن آنها، منجر به ایجاد چالش و کشمکش و ستیز در مدرسه می شود؛ به قول نادینگز، چالش و کشمکش نیز بخشی از زندگی و یادگیری است و لازمه پرسشگری و راه رسیدن به دانش و شایستگی است.

یک روایت تربیتی از جان لنون: خواننده و ترانه ساز انگلیسی و بنیان گذار موفق ترین گروه موسیقی پاپ در جهان (گروه بیتلز). به نقل از لنون: هنگامی که یک کودک ۵ ساله بودم، مادرم همیشه به من می گفت که شادی، راز گشایش زندگی است. زمانی که به مدرسه رفتم، آنها در برگه از من پرسیدند وقتی که بزرگ شدی می خواهی چه کاره شوی؟ من نوشتم: می خواهم شاد باشم. آنها مسخره ام کردند و به من گفتند که شما سئوال را نفهمیدی. من در جواب شان گفتم: شما هم زندگی را نفهمیدید.


آیا مدرسه شاد، واقعیت است یا رؤیا؟

از پژوهش جهانی یونسکو با موضوع مدرسه شاد ۵ عامل اساسی استخراج شده که بیشترین تأثیر را بر شاداب سازی مدرسه و دانش آموزان دارد:

۱) داشتن ارتباطات و دوستان نزدیک در اجتماع مدرسه؛

۲) وجود فضای آموزشی صمیمانه و دوستانه؛

۳) ایجاد شرایط برای آزادی و خلاقیت و مشارکت یادگیرنده؛

۴) ایجاد بستر برای کار گروهی و روحیه همکاری؛

۵) داشتن معلمان مهربان و متین، خوش برخورد و خوش بین.

از باب مثال، مدارس ژاپن اغلب چنین پاسخی به پرسشگر یونسکو دادند که مدرسه شاد، محیطی است لبریز از لبخند و خوش و بش روزانه و احترام متقابل؛

مدارس چین پاسخ دادند که مدرسه شاد، جایی است که دانش آموزان آزادی کافی دارند و تحت فشار و استرس امتحانات نیستند؛

پاسخ مدارس کره جنوبی این بوده: مدرسه شاد مکانی است که به یادگیرندگان اجازه رؤیاپروری و خیال پردازی می دهد و عاری از رفتارهای پرخاشگرانه است؛

مدارس روسیه هم اینگونه جوابی دادند که در مدرسه شاد، نظم و انظباط و رفتارهای سنجیده حاکم است.

در این پژوهش، همچنین ۵ عامل بازدارنده هم شناسایی شده که مدرسه را ناشاد می سازد:

۱) وجود خشونت و ناامنی در محیط مدرسه؛

۲) تحمیل ساعات بلند درسی و تکالیف زیاد بر دانش آموزان و استرس ناشی از امتحان و نمره؛

۳)وجود جو یادگیری رقابتی و مسموم در مدرسه؛

۴) وجود معلمان با ویژگی های منفی ازجمله بداخلاقی، بدبینی، سختگیری، نامهربانی، بی عدالتی و محافظه کاری؛

۵) وجود روابط و رفتارهای نامثبت در مدرسه ازجمله خودخواهی و بی توجهی.

وجود این عوامل در مدرسه موجب ایجاد حس ترس و تنهایی، بی اعتمادی، سلب اعتماد به نفس، تنش و استرس، و کاهش علاقه و میزان یادگیری در دانش آموزان می شود. از مجموع صحبت ها، می توان چنین نتیجه گرفت که مدرسه شاد، مدرسه واقع نگری است که به جای آرزوهای بزرگسالانه و نگاه به آینده دور و نامحتمل، تأکیدش بر زمان حال و رویاهای کودکانه است؛ و مدرسه کل نگری است که به جای رشد تونلی و طولی کودک (آموزش کودک در یک مسیر باریک و با تأکید بر یک هدف ویژه و یک بعد خاص از رشد)، رشد عرضی و همه جانبه را رسالت خود قرار دهد و به قول اشتاینر (بنیانگذار مدارس والدورف): خاک مدرسه را برای همه جنبه های رشد از جمله روانی- عاطفی (قلب)؛ ذهنی-عقلانی (مغز)؛ و بدنی-حرکتی (تن) غنی می سازد. در پایان بیایید این شعار را سر دهیم که: کودکان شاد، بهتر می آموزند.

منبع: asriran.com

ارسال دیدگاه:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

جهت ارسال دیدگاه خود ابتدا بر روی کادر «من ربات نیستم» کلیک کنید.
پس از تایید، دکمه «ارسال دیدگاه» نمایان خواهد شد که با کلیک بر روی آن می توانید دیدگاه خود را ارسال نمایید..