سه شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۸ ۲۳ آوریل ۲۰۱۹
ویجت ها و آخرین اخبار
تیتر یک و اخبار برگزیده
آخرین اخبار، ویجت ها و جدول ها

گرایش خاندان حاکم ریاض به عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی رفته رفته آشکارتر می شود؛ روندی که سبب گمانه زنی های گوناگونی درباره علل و تبعات صهیونیسم گرایی آل سعود شده است.
گرایش خاندان حاکم ریاض به عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی رفته رفته آشکارتر می شود؛ روندی که سبب گمانه زنی های گوناگونی درباره علل و تبعات صهیونیسم گرایی آل سعود شده است.

به گزارش امروز آنلاین، پس از انتشار اخبار و اطلاعاتی درباره افزایش تماس ها و ارتباطات سران ریاض و تل آویو، همنوایی دو طرف برای به شکست کشاندن توافق هسته ای و اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران و همسویی در بسیاری از پرونده های منطقه ای از جمله ظهور و بروز گروه های تروریستی تکفیری، اینک سران عربستان سعودی آشکارا کمر به حمایت از اهداف و مواضع اشغالگرانه رژیم صهیونیستی بسته اند.

در همین زمینه، ولیعهد نوپای سعودی در مصاحبه با نشریات خارجی و دیدارهای دیپلماتیک خود با مقامات غربی تمایلات صهیونیستی خود را علنی ساخته و با موجی از واکنش ها روبرو شده که از آن جمله می توان به اعلام انزجار مبارزان فلسطینی از رهبران ریاض در جریان خیزش اخیر مردم نوار غزه اشاره کرد.

در تبیین علل گرایش مقامات ریاض به عادی سازی روابط با رژیم اشغالگر قدس همچنان که اشاره شد می توان به همسویی در موضوع ضدیت با جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد.

سعودی ها به رغم سیاست های تعامل جویانه تهران در سطح منطقه ای و بین المللی و به دلیل دخیل دانستن ایران در شکست های نظامی، سیاسی و دیپلماتیک خود در یمن، سوریه، عراق، لبنان و نیز روابط با همسایگانی چون قطر، سیاست هایی بشدت خصمانه را در برابر قدرت نخست خاورمیانه در پیش گرفته و از همین رو، خود را دارای اهداف و منافعی همسان با اشغالگران قدس می پندارند.

جدای از این انگاره، رهبران ریاض به دنبال کنار زدن مهمترین مانع بر سر راه ایجاد شراکتی راهبردی با واشنگتن بوده و با توجه به نقش تل آویو و لابی های صهیونیستی در تعیین سیاست خاورمیانه ای آمریکا به ویژه در دولت «دونالد ترامپ»، نوعی شیدایی سیاسی برای جلب حمایت همه جانبه ایالات متحده را به تصویر کشیده اند.

علاوه بر نقش تل آویو در چند و چون مناسبات سیاسی آمریکا و دولت های خاورمیانه عربی و کشورهایی چون ترکیه، یکی از اصلی ترین عرصه های روابط واشنگتن و ریاض یعنی تجارت تسلیحات نیز متاثر از خواست و اراده صهیونیست ها بوده است تا جایی که فروش پیشرفته ترین جنگ افزارهای آمریکایی به عربستان طی سال های اخیر با موافقت و اعلام نظر مقامات و لابی های صهیونیستی صورت گرفته است.

نکته سوم را باید در بلندپروازی های اقتصادی ولیعهد سعودی جست وجو کرد. «محمد بن سلمان» در مصاحبه اخیر خود با نشریه آمریکایی «آتلانتیک» با تحسین وضعیت اقتصادی و تکنولوژیک رژیم صهیونیستی، پس زمینه ذهنی خود برای هموارسازی مسیر تحقق چشم انداز اقتصادی ۲۰۳۰ سعودی نمایان ساخته است.

به باور برخی ناظران، سعودی ها علاوه بر همکاری های اطلاعاتی و امنیتی و طیفی از اهداف و منافع مشترک در خاورمیانه، چشم به مزیت های اقتصادی و تکنولوژیک متمرکز در اراضی اشغالی دوخته و در راستای برنامه های خود برای صنعتی شدن و رهایی از اقتصاد نفتی روی همراهی اسراییل حساب باز کرده اند.

با این حال هنوز مشخص نیست در محاسبات رهبران ریاض به منظور بهره مندی از نتایج همراهی و همکاری آشکار و پنهان با صهیونیست ها، هزینه های این تصمیم نیز به شکلی عقلایی مورد سنجش قرار گرفته است یا خیر.

نزدیک به یکصد و بیست سال پیش از این یعنی در نخستین سال های سده گذشته، «تئودور هرتزل» بنیانگذار صهیونیسم کوشید تا با پیشنهاد پرداخت مبلغی بسیار چشمگیر به امپراتور وقت عثمانی زمین هایی را در فلسطین خریداری کرده و آن را کاشانه یهودی ها قرار دهد.

به رغم این پیشنهاد وسوسه انگیز و با وجود گرفتاری های فراوان اقتصادی سلطان «عبدالحمید دوم» و نیز فشارهای دولت های غربی به ویژه انگلیس، هزینه های واگذاری بخش کوچکی از اراضی فلسطین به یهودیان و هراس از در هم شکستن وجهه امپراتور عثمانی سبب مخالف جدی وی با خواست هرتزل شد.

حدود هشت دهه بعد یعنی در سپتامبر ۱۹۷۸ میلادی تن دادن «محمد انور سادات» رییس جمهوری مصر به پیمان سازش «کمپ دیوید» با آمریکا و اسراییل مهلک ترین ضربه را به جایگاه رهبری مصر در جهان عرب زد و سبب شد تا این کشور پس از چند دهه هرگز نتواند حتی به موقعیت پیشین خود در میان کشورهای عربی و اسلامی نزدیک شود.

به همین ترتیب، جدایی آشکار عربستان از آرمان مشترک جهان عرب و کشورهای اسلامی یعنی آزادی قدس هزینه هایی گریزناپذیر را برای آل سعود به همراه داشته و در عمل سودای رهبری جهان اسلام را در سال های پیش رو ناکام خواهد گذاشت.

دیگر پیامد صهیونیسم گرایی آل سعود را باید در تحولات داخلی عربستان جست وجو کرد؛ کشوری که در دهه های گذشته تجربه هایی چون تسخیر دو هفته ای مسجد الحرام از سوی گروه های بنیادگرا (نوامبر ۱۹۷۹ از سوی گروه «جهیمان العتیبی») را شاهد بوده و با خطر واکنش گروه های سنتی و برخی فِرَق مذهبی روبرو است.

به باور برخی صاحبنظران مسائل عربستان، تصمیمات تازه «سلمان بن عبدالعزیز» پادشاه سعودی که با هدایت ولیعهد این کشور اعطای برخی آزادی های اجتماعی را دنبال می کند، به رغم استقبال برخی نسل های تازه بر نارضایتی طیف گسترده ای از نخبگان سیاسی و مذهبی و اقشار سنتی دامن زده است.

در این شرایط علنی شدن گرایش حکام سعودی به صهیونیست ها می تواند زمینه ساز شکاف هایی جدی در جامعه سیاسی و مذهبی عربستان شده و آنان را با انفجاری ناگهانی از اعتراضات درونی روبرو سازد.

منبع: irna.ir

ارسال دیدگاه:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

جهت ارسال دیدگاه خود ابتدا بر روی کادر «من ربات نیستم» کلیک کنید.
پس از تایید، دکمه «ارسال دیدگاه» نمایان خواهد شد که با کلیک بر روی آن می توانید دیدگاه خود را ارسال نمایید..