چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷ ۲۳ مه ۲۰۱۸
ویجت ها و آخرین اخبار
تیتر یک و اخبار برگزیده
آخرین اخبار، ویجت ها و جدول ها

روزنامه شرق؛ حرف های یکی از شاهدان عینی از دستگیری سعید مرتضوی در شمال کشور را منتشر کرد.
روزنامه شرق؛ حرف های یکی از شاهدان عینی از دستگیری سعید مرتضوی در شمال کشور را منتشر کرد.

روزنامه شرق؛ حرف های یکی از شاهدان عینی از دستگیری سعید مرتضوی در شمال کشور را منتشر کرد.

شاهد عینی دستگیری مرتضوی: او حکم را پاره کرد

بخشی از اظهارات این شاهد عینی را در ادامه می خوانید:

از پخش و تکذیب شایعه دیده‌ شدن مرتضوی در گیلان تا انتشار خبر دستگیری او در مازندران خیلی نگذشت. حوالی ظهر یکشنبه، دوم اردیبهشت، بود که خبرگزاری‌ها، خبری را که همگان منتظر شنیدش بودند روی خروجی خود قرار دادند؛ «سعید مرتضوی بالاخره بازداشت شد.» منابع رسمی محل دستگیری او را «سرخرود» اعلام کردند؛ شهری در ۶ کیلومتری غرب فریدونکنار و ۱۵کیلومتری شرق محمودآباد، در کنار دریای خزر قرار دارد.

یکی از شاهدان عینی سرخرودی درباره لحظه دستگیری دادستان سابق تهران گفت: متوجه نبودم که این بود [مرتضوی]. سه، چهار روزی اینجا بود. نمی‌دانم چطور بود، شنود داشتند یا زیر نظرش داشتند، یک روز اینجا ایستاده بودم که دیدم سه مرد آمدند. با ماشین پژو. یک هفته پیش بود. دیدند که من به آنها مشکوک شده‌ام، رفتند در این کوچه و آن کوچه. گفتند که این زن متوجه ما است، رفتند.

وی ادامه داد: «مرتضوی حکم را پاره کرد، چون من قشنگ صدایش را شنیدم. بعد {مأمور دستگیری} گفت: «برای من حکم پاره می‌کنی؟» این را که گفت، صدای یک خانمی را شنیدم که گفت: «آقا توروخدا نبریدش!» این خانم این چند روز را در خانه بود اما صدایش درنمی‌آمد. این خانم چند روز توی خانه بود، چون کسی از صبح روز دستگیری نرفت توی خانه. گفت: «توروخدا نبریدش!» که دیگه دست‌وپایش را گرفتند و بردنش. فکر کنم دستش را زنجیر کردند و بردنش.».

مرتضوی حالا دوباره در «شمال» است. البته نه شمال کشور؛ شمال پایتخت. پشت دیوارهای جایی که روزگاری بسیارانی با یک حرکت قلم او ساکنش می‌شدند. درست نمی‌دانیم که او پیش از رفتن به سرخرود در کجا پنهان شده بود اما قدر مسلم، در سفر واپسین، دوبار جاده‌های شمال را طی کرده است؛ یک‌ بار برای گریز از اجرای حکم زندان و بار دوم در مسیر برعکس، با دستبندی بر دست و در میان مأموران اجرای حکم. جاده‌های شمال از این پس برای او مملو از خاطرات‌اند؛ خاطراتی که به نظر می‌رسد محال است که فراموش کند.»

 

ارسال دیدگاه:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

جهت ارسال دیدگاه خود ابتدا بر روی کادر «من ربات نیستم» کلیک کنید.
پس از تایید، دکمه «ارسال دیدگاه» نمایان خواهد شد که با کلیک بر روی آن می توانید دیدگاه خود را ارسال نمایید..